تبليغاتX
عاشق پائيز -

رستنی ها کم نیست

 

من و تو کم بودیم،

 


خشک وپژمرده و تا روی زمین خم بودیم

 


گفتنی ها کم نیست

 

من و تو کم گفتیم،

 


مثل هذیان دم مرگ از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم

 


دیدنی ها کم نیست

 

من و تو کم دیدیم،

 


بی سبب از پاییز جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم

 


چیدنی ها کم نیست

 

من و تو کم چیدیم

 


وقت گل دادن عشق روی دار قالی بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم

 


خواندنی ها کم نیست

 

من وتو کم خواندیم

 


من و تو ساده ترین شکل سرودن را درمعبر باد ، با دهانی بسته واماندیم

 


من وتو

 

خم نه و

 

در هم نه و

 

کم هم نه

 

می باید با هم باشیم

 


من و تو حق داریم

 

در شب این جنبش نبض آدم باشیم

 


من و تو حق داریم

 

که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم

 


گفتنی ها کم نیست...

 

+ قلم زده شد در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 9:17 بعد از ظهر توسط یه نگارنده |